ژان شاردن ( مترجم : اقبال يغمايى )
1413
سفرنامه شاردن ( فارسى )
شؤون و امور كشور نفوذ بسيار يافته بود . از اين رو آسان مىتوان دريافت چه اندازه از شنيدن خبر كشته شدن صدر اعظم تيز خشم و آتشناك شد . وى به هنگام فرو شدن خورشيد در پس افق برجستهترين و محترمترين خواجهسرايان خود را نزد جانى خان فرستاد ، و وسيلهء وى از او پرسيد چرا و به كدام جرأت صدر اعظم را كه خدمات شايان و صادقانهاش بايد همواره مورد تحسين و آفرين ، و سرمشق همه ايرانيان باشد چنين وحشيانه كشته است . جانى خان كه مدد بخت و كامگارى چشم خردش را كور كرده بود ، و سخت به خود غره شده بود و به ملكه مادر به سبب لطف و عنايتى كه به صدر اعظم داشت به شدت كينه مىورزيد به غرور و بىشرمى تمام در جواب اعتراض ملكه مادر گفت : ساروتقى يك سگ پليد ، يك دزد بود كه هر سال مقدار زيادى از درآمد شاه را به سود خود مىربود . او قرار نهاده بود كه مردم جلفا هر سال بيش از بيست و دو هزار و پانصد ليور ماليات ندهند در حالى كه با شواهد و دلايل زياد به من ثابت شده كه اين سگ ملعون طىّ مدت پنج ماه افزون بر دويست هزار ليور سود برده است . او اين سخنان را از آن به ملكه مادر پيغام فرستاد كه گفتههاى زهرآگينش بيشتر به دلش نيش بزند و فزونتر روانش را بفرسايد زيرا جلفا در تيول مادر پادشاهان ، و درآمدهاى آن در انحصار ايشان بود . به شنيدن اين جواب درشتناك و وهنآميز آتش كينهء ملكهء مادر تيزتر شد ، و همان شب شاه را به گرفتن انتقام برانگيخت . شاه عباس دوم خود بر اين كار مصمم بود اما نمىدانست چگونه آغازد . از روى ديگر چون آتش خشم ملكهء مادر فروننشست بامداد روز بعد با يكى از شخصيتهاى مورد اعتمادش دربارهء كشتن جانى خان به مشورت پرداخت . اما وى پيش از آنكه انديشه و نقشه ملكهء مادر به مرحلهء اجرا درآيد ، وسيلهء يكى از جاسوسانى كه در دربار گماشته بود آگاه شد ، و چون رفع آن توطئه را نمىتوانست تصميم كرد به هر تدبير كه بتواند ملكهء مادر را از ميان بردارد . بدينسان كه وى را از حرمسرا بيرون آورد و بكشد . اگر خبر طرح اين سوءقصد بر سر زبانها نيفتاده بود من هرگز باور نمىكردم زيرا هر حرمسرا به ويژه حرمسراى پادشاه در نظر عامهء مردم مكانى مقدس است ، و هر مرد در آن بنگرد مستحق عقوبت سخت مىباشد . شيرهچىباشى يا رئيس آبدارخانهء شاه از جمله دشمنان سرسخت و آشتىناپذير صدر اعظم ، و يكى از جاسوسان جانى خان بود . وى چون به نظر تأمل و